تبليغاتX
25&pubid=99'> Designer : Mohs3n Tabatabi Web Theme : Www.ParsTheme.com Theme Name : Pink Lovely Theme System : BlogFa, PersianBlog Theme Kind : love Theme Sort : Free Theme Tag : Blog, Pink, Lovely --> ادبی
  ادبی  
  شعر نو  

 
:: شعر عاشقانه
 

گفتي که دگر در تو چنان حوصله اي نيست


گفتم که مرا دوست نداري گله‌اي نيست


رفتي و خدا پشت و پناهت به سلامت


بگذار بسوزد دل من مسئله‌اي نيست


 


شکست عهد من و گفت هر چه بود گذشت


به گريه گفتمش آري و چه زود گذشت
 بهار بود و تو بودي و عشق بود و اميد


بهار رفت و تو رفتي و هر چه بود گذشت 


 


دلم در حلقه غمها نشسته


زبانم بسته و سازم شکسته
وجودم پر ز شعر عاشقانه ست


تو را مي خواهم و اينها بهانه ست


 


آسمان وقف نگاهت گل من


مانده ام چشم براهت گل من


هر کجا هستي و باشي گويم


که خدا پشت و پناهت گل من


 


همدم گل گشته ام همبستر خاکم مکن


قطره قطره مي چکم از چشم خود پاکم مکن ...


 


ترک ما کردي برو هم صحبت اغيار باش


با ما چون نيستي باهرکه خواهي يار باش


 


اگر درياي دل آبيست تويي فانوس زيبايش


اگر آيئنه يک دنياست تويي مفهوم و معنايش
تو يعني دسته اي گل را از آن سوي افق چيدن


تو يعني پاکي باران تو يعني لذت ديدن


تو يعني يک شقايق را به يک پروانه بخشيدن


تو يعني از سحر تا شب به زيبايي درخشيدن
تو يعني يک کبوتر را زتنهايي رها کردن


خداي آسمان ها را به آرامي صدا کردن
تو يعني روح باران را متين و ساده بوسيدن


و يا در پاسخ يک لطف به روي غنچه خنديدن
اگر چه دوري از اينجا تو يعني اوج زيبايي


کنارم هستي و هر شب به خوابم باز مي آيي
اگر هرگز نمي خوابند دو چشم سرخ و نمناکم


اگر در فکر چشمانت شکسته قلب غمناکم
ولي يادم نخواهد رفت که ياد تو هنوز اينجاست


ميان سايه روشن ها دل شيداي من تنهاست
نبايد زود مي رفتي و از دل کوچ مي کردي


افق ها منتظر ماندن که از اين راه برگردي
 اگر يک آسمان دل را به قسط عشق بردارم


ميان عشق و زيبايي تورا من دوست مي دارم




نوشته شده در شنبه ششم مهر 1387 توسط مریم | لينك ثابت |
 
:: تقدیم به دوست عزیزم
 
چشم چشم دو ابرو ...... نگاه من به هر سو

پس چرا نيستي پيشم ؟..... نگاه خيس تو کو ؟


گوش گوش دوتا گوش ..... يه دست باز يه آغوش


بيا بگير قلبمو ..... يادم تورا فراموش


چوب چوب يه گردن ..... جايي نري تو بي من !


دق مي کنم ميميرم ..... اگه دور بشي از من


دست دست دوتا پا ..... ياد تو مونده اينجا


يادت مياد که گفتي ..... بي تو نميرم هيچ جا


من ؟ من ؟ يه عاشق ..... همون مجنون سابق


             i love you


نوشته شده در شنبه ششم مهر 1387 توسط مریم | لينك ثابت |
 
::
 

این طوری با اون چشمات به من زل نزن. این طوری که نگام می کنی خجالت  می کشم. باشه باشه می دونم مثل همیشه حق با توست. اصلا اشتباه کردم که باز حرف گذشته را پیش کشیدم. خوب ببخشید. ترا خدا دیگه گریه نکن... اون چشمای دریایی ات که توفانی میشه، از خودم بدم می آید. نباید اون حرف را می زدم، می دونم. اما راستش اصلا نمی تونم چیزی را ازت پنهون کنم، حتی یک همچین چیزی را که همه ی مردها پنهون می کنن. خوب فکر کنم صداقت هم، زیادیش بده! اصلاٌ تو که منو می شناسی چرا ناراحت میشی؟ تو که می دونی الان تنها کسم هستی، تمام زندگی ام هستی، دیگه چرا باید از یک همچین حرفی ناراحت بشی؟ آره، قبول دارم تحملش سخته، اصلا شنیدنش هم سخته! خوب اعتراف می کنم که اشتباه کردم و برای هر مجازاتی که بگی حاضرم. نه! ترا خدا رویت را برنگردان، می دونی که طاقت قهرت را ندارم. اصلا تمام قشنگی زندگی برای من اینه که دو استکان چای کمرباریک با پولکی و گز بیارم و بعد دوتایی بریم توی ایوان بشینیم و روی اون مخده های مخملی لم بدیم و من برات تعریف کنم، هر چی را که اتفاق افتاده! اصلا دلم می خواد از همون صبح که از خونه بیرون میرم را برات تعریف کنم تا وقتی که برگشتم خونه! حتی دلم می خواد بهت بگم که اون راننده تاکسی چه فحشی بهم داد، یک فحش آبدار! نه نه! ناراحت نشو حقم بود. آخه یکهو، ناغافل پریدم جلو ماشینش، البته حواسم نبود، ولی اون بیچاره هم که گناهی نداشت. اصلا باید اون حرف را می شنیدم تا بیشتر مواظب خودم باشم، تا یادم بیاد که یک خانوم خوشگل مثل تو توی خونه منتظرم است و نباید کاری کنم که برای همیشه از پیشش برم. بابا شروع نکن دیگه... چقدر زود گریه ات می گیره... باشه دیگه شوخی هم نمی کنم! اصلا من حالا حالاها مُردنی نیستم...خیالت راحت! هنوزم به خاطر اون حرفی که اولش زدم ناراحتی؟ نه! مردن را نمی گم! همون حرف اول... همون... همون که گفتم... گفتم... اولین عشق یک چیز دیگه است! چی؟ چرا سرم را انداختم پائین؟ خوب معلومه خجالت می کشم! بهم نمی آید؟ خودم می دونم... قبلا هم بهم گفته بودی که این لوس بازی ها به من نمی آید. چیه؟ باز چی شده؟ می خوای یک چیزی بهم بگی... معلومه! خوب معلومه از کجا فهمیدم... چشمات بهم دروغ نمی گن! تو مطمئنی که می خوای بشنوی؟ حالت خوبه؟ من الان که فقط یک جمله گفتم عشق اول یک چیز دیگه است، اون همه آب غوره گرفتی، حالا می خوای داستان عاشقی ام را بشنوی؟ نکنه دنبال بهونه ای که اَزَم متنفر بشی؟ نه جونم! من حوصله ی قهر و منت کشی ندارم. بیخود اصرار نکن... لوس نشو دیگه... باز شروع کردی ها! چرا دلت می خواد چیزی را بشنوی که هم تو را ناراحت می کنه هم منو؟ نمی گم... اصرار نکن... باشه بابا... می گم... قهر نکن، اما یادت باشه خودت خواستی ها! وسطش باز شروع نکنی به گریه... قول دادی ها!خوب از کجا بگم؟ از اولش؟ یکی بود یکی نبود، زیر گنبد کبود، من بودم و تنهایی هام که انگار واسه اش آخری نبود. روزها و شب ها می اومدن و می رفتن و من شاهد بودم که چطور لحظه هام بار تنهایی را به دوش می کشند و به سختی می گذرند. خودم را توی اتاقم حبس می کردم و سعی می کردم تنهاییم را با خواندن کتاب پُر کنم. اما هر چی بیشترمی خواندم ، بیشتر احساس می کردم تنها هستم. می دونی چرا؟ آخه من همه اش رمانهای عاشقانه می خواندم، بهم حق بده که وقتی می دیدم بعد از 17 سال زندگی هنوز کسی دوستم نداره، دلم بگیره و احساس تنهایی کنم. خوب دوست داشتنِ پدر و مادر یک چیز دیگه است، من دارم از عشق و عاشقی حرف می زنم. باورت میشه اگه بگم شیرین ترین لحظه های زندگی ام وقتی بود که خودم را جای شخصیت اول داستان ها می گذاشتم، و بعد، از این که یکی بود که دوستم داشت و دوستش داشتم، لذت می بردم. حس قشنگی است وقتی احساس می کنی که یک نفر دوستت دارد یا اصلا یک نفر را دوست داری. انگار که زندگی معنا پیدا می کنه، یک جور دیگه میشه! انگار یک امیدی توی آغوش لحظه هات جون می گیره، هر روز را با این امید شروع می کنی که اونی را که دوستش داری ببینی، یک شوقی توی وجودت می جوشه برای اینکه لحظه ها را بگذرانی تا بهش برسی... تا بهش بگی که تمام زندگی ات است و ازش بشنوی که تمام امید و آینده اش را در تو می بینه!من همیشه منتظر بودم که این اتفاق در زندگی ام بیفته و عاشق بشم....................................

برای خواندن ادامه ی داستان به ادامه مطلب برید



ادامه مطلب

نوشته شده در پنجشنبه چهارم مهر 1387 توسط مریم | لينك ثابت |
 

1622

مریم

1622

http://1622.blogfa.com

ادبی

ادبی

ادبی

شعر نو

ادبی

قالب بلاگفا

قالب پرشین بلاگ

قالب وبلاگ

Free Template Blog

Published by Parstheme.com & Designed by Tempfa.com